بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
165
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
مقرر شد ، و باخبار « 1 » اين حال اجل « 2 » شمس الدين را - كه باز انكه بخلايق پسنديده در ميان خلايق مذكور است و بانواع علوم در اقطار عالم مشهور هو الشمس لا يخفى بكل مكان پيوسته بقدم قربت بساط سلاطين سپرده است و همواره در مجلس پادشاهان اختصاص انبساط تمام داشته است « 3 » و نفايس انفاس مبارك و عرايس خاطر خطير او هميشه آسايش مسامع و آرايش مجامع بوده است « 4 » - فرستاديم ، تا آن مجلس ازين نهضت كه محصل اغراض كلى باد باخبر گردد ، و دينى كه از راه وعده حركت ( فرمود در « 5 » ) ذمت كرم او متوجه است كه « 6 » بىهيچ مماطلت و مدافعت - از « 7 » خلوص طويت دور و در مذهب حرّيت محظور باشد - بادا رساند ، و صحيفهء سوابق ايادى را بدين كرامت بزرك مختوم گرداند ، و ترتيب آن سازد كه وصول فلان مبشر « 8 » صحف ثنا و ميسر « 9 » حركت ( رايات آن مجلس باشد و از سر « 10 » ) تطول و اكرام بدين تطويل و ابرام عيب نگيرد ، و به حكم رسوخ تآخى « 11 » و اختلاط بمهمات ( بستاخى و انبساط « 12 » ) فرمايد ، تا نشاط « 13 » دل در اخلاص و هوادارى بيفزايد ، و السلام « 14 » . اين تحيت ( بشمس الدولة و الدين اعظم اتابك « 15 » پهلوان عراق صادر مىشود زندگانى مجلس سامى ملك عالم عادل برادر « 16 » در دولت و پيروزى و غبطت و به روزى فراوان سال باد ، ظل اقبال ممدود و امداد كامرانى نامعدود و ابناء روزگار در مطاوعت متفق و فضل كردگار بر طاعت موفق . چون صحايف اعتقاد بلطايف اتحاد آراسته است و عوارض بيگانگى بيكبارگى از ميان برخاسته اگر در باب آرزومندى اطنابى نرود و آن « 17 » شيوه كه شايبهء تكلف
--> ( 1 ) ضا ، از . ( 2 ) ضا ، عالم . ( 3 ) داشته . ( 4 ) بوده . ( 5 ) فرمودن و در ( ظ ، فرمودن در ) . ( 6 ) سا . ( 7 ) كه از . ( 8 ) منشر . ( 9 ) و مبشر . ( 10 ) آن رايات رود باشد و از . ( 11 ) تاخر . ( 12 ) كستاخى انبساط . ( 13 ) بساط . ( 14 ) سا . ( 15 ) باتابك اعظم شمس الدين . ( 16 ) برادرى . ( 17 ) آن .